مهندسی معماری

دروس معماری براساس توانايی‌های معمار

براساس سرفصل آموزشی، «یک معمار حرفه‌ای باید در سه حوزه پرورش و تربیت شده باشد.

  1. حوزه دانشي؛
  2. حوزه ارزش‌ها؛
  3. حوزه توانايي كه براساس اين دسته‌بندي دروس روستا می‌توانند در هر سه حوزه قرار بگیرند، اما با کمی تأمل در سرفصل دروس روستاي 1 و 2 برداشت‌های متفاوتی از آن حاصل می‌شود. به نظر می‌رسد كه درس روستا براساس اهدافش در حوزه ارزش‌ها و حوزه دانشی معمار قرار می‌گیرد؛ ولی وقتی که به شرح درس و محتواي سرفصل مراجعه می‌شود، بیشتر حوزه دانشی را پوشش می‌دهد و بر همین اساس جایگاه تدریس آن توسط استادان مختلف متغیر است؛ بنابراين تعدادی از استادان، دروس روستا را آگاهی‌دهنده یا همان حوزه دانشی فرض مي‌كردند و تعدادی از مدرسان، دروس روستا را باتوجه به اهداف و رسالت‌های انقلاب فرهنگی در حوزه ارزشی تدریس می‌کردند؛ هرچند كه نمی‌توان طراحی معماری روستايی را جزء توانايی‌های معمار ندانست.

دسته‌بندی دروس معماری براساس نوع دانش‌ها و دانستنی‌ها

با توجه به اینکه رشته معماری یک رشته جامع بوده و از دانش‌های مختلفی تشکیل شده است و یک معمار هم باید به این علوم و حوزه‌های علمی تسلط داشته باشد، سرفصل براي نيل به این مسئله، یک حداقل را ارائه كرده است که این حداقل شامل چهار دسته است كه عبارت‌اند از 1. دروس معماري، 2. دروس فني ساختمان، 3. دروس مرتبط با بخش شهرسازي و 4. دروس تاريخ معماري.

در این دسته‌بندی که باعث تعریف دروس تخصصی رشته معماری شده است، می‌بینیم که درس روستا در چندین حوزه شناور است، حتی می‌بینیم که در دانشکده‌های مختلف جایگاه ثابتی ندارد.

دسته‌بندي دروس معماري براساس مراحل رشد و تربیت معمار

دسته‌بندي ديگري که براي تربيت معماران در سرفصل پيشنهاد شده است، يک دسته‌بندي طولي است که براساس آن، آموزش رشته معماري به سه مرحله تقسيم مي‌شود.

  1. آمادگي: مرحله مقدماتي است که دانشجو آمادگی لازم براي ورود به رشته معماری را پیدا می‌کند.
  2. شناخت و آموزش: مرحله آموزش معماري است که در اين مرحله دانش‌ معماري به دانشجو منتقل مي‌شود. در این مرحله، دانشجو عمده اطلاعات لازم براي رشته معماری را کسب می‌کند.
  3. تمرین و آموزش: مرحله تمرين است که در اين مرحله دانشجو فرصت دارد تا قبل از ورود به جامعه در قالب چند تمرين خود را آزمايش كرده و توانايي خود را بسنجد و کمبودهاي گذشته را جبران كند.

دروس روستا باتوجه به زمان ارائه آن‌ها در مرحله ب واقع شده‌اند؛ ولی باتوجه به کارگاهی بودن واحد آن، انتظار تمرین و کسب توانايی طراحی از آن می‌رود؛ ولی ماهیّت سرفصل، مطالعاتی است. در مجموع با آنکه در دانشکده هنر و معماری دروس روستا از اهمیت خاصی برخوردار بوده‌اند؛ ولی می‌بینیم كه جز تعداد معدودی از دانشجویان، بقیه جایگاهی برای آن در آموزش توانايی خود متصور نیستند. برای اثبات کافی است نگاهی به پروژه‌های انتخابی دانشجویان در طرح نهائی بیاندازیم که چند درصد پروژه‌ها متأثر از این درس است.

محتوای و روش تدرس دروس روستا

براساس تجربه، محتوای دروس روستا 1 و 2 دارای اشکالاتی به شرح زير است که توجه به آن‌ها ضروري است.

الف) ماهیّت درس: با کمی تأمل در سرفصل روستا 1 و حتی 2، درمي‌يابيم كه متن و محتوی دروس فوق بیشتر مطالعات اجتماعی و کالبدی یک مجتمع زیستی است و فقط از روستا به‌عنوان يك مثال استفاده شده‌ است. به نوعي ديگر اين درس مشابه دروس «روش تحقیق یا برنامه‌ریزی شهری قدیم یا مجتمع‌های زیستی» است كه فقط با تأکید بر یک مصداق روستایی ارائه مي‌شود. بنابراين ماهیّت دروس روستا به‌ويژه درس روستا 1، مطالعاتی و از جنس برنامه‌ریزی است و خود به تنهايي فاقد مبانی و روش مناسب روستاشناسی است. در اين وضعيت بيشتر وقت دانشجو صرف جمع‌آوری اطلاعاتی مي‌شود که بسیاری از آن‌ها را اصلاً باور ندارد. وقتی به جزئيات خواسته شده در سرفصل درس فوق نگاه می‌کنیم، آن را مانند یک فرم مي‌بينيم كه دانشجو مبادرت به تکمیل کردن آن كرده و اطلاعات را طبق فرمول خواسته شده جمع‌آوری می‌كند. با توجه به طول ترم و تعداد اطلاعات خواسته‌شده از دانشجو، فرصتي براي بررسي عمقي اطلاعات توسط دانشجويان باقي نمي‌ماند.

ب) مغایرت سرفصل با نوع درس: در سرفصل، اين درس به عنوان درس کارگاهی معرفي شده است، اما محتوای درس بیشتر مطالعاتی است و نيازمند جستجوي اطلاعات توسط دانشجو و نه فعاليت كارگاهي. كارگاه ارائه شده در اين درس هم، درصورت وجود، كارگاه روش تحقيق است و نه كارگاه معماري روستايي.

ج) ناهماهنگی محتوی و اهداف: در سرفصل دروس روستا، عناويني براي مطالعه و شناخت روستا ارائه شده است که در حالت بسیار خوش‌بینانه، دانشجو را به یک لایه اطلاعاتی سطحی از روستا می‌رساند. حال آنكه حل مسائل روستا نیاز به یک تسلط كامل به مسائل و معضلات روستا دارد. به عبارت ديگر، معلوماتی که در دروس روستا به دانشجویان ارائه می‌شود؛ فقط در حد اطلاعات عمومي باقي مانده و ديدگاه عملي به دانشجو نمي‌دهد.

د) نبود روش مناسب آموزش برای دروس روستا: تقریباً می‌توان از شرح سرفصل دروس روستا پی برد که برای آموزش دروس فوق از همان مدلی استفاده شده است که در دروس دیگر رشته معماري؛ از جمله معماری معاصر، در حالی که آموزش دروس روستا باید براساس روشي دیگر و با سرمشق‌های مناسب خود انجام شود.

کمبود امکانات ارائه درس

برای نیل به اهداف سرفصل دروس روستا به‌صورت مستقیم و ضمنی شرایط خاصی براي ارائه درس مورد نیاز است؛ ولی به‌دلایل مختلف دانشکده‌ها در ارائه درس دچار مشکل هستند که بسیاری از آن‌ها به‌دلیل دوگانگی درس با نگاه آموزش عالی است و البته بخشي هم به‌دلیل کمبود امکانات، از جمله:

الف) ایجاد بستر و زمینه لازم براي حضور مناسب و کافی دانشجو در محیط روستا که متاسفأنه درحال حاضر به یک سفر یک یا دو روزه بسنده می‌شود که مدتی کوتاه بوده و فرصت کافی به دانسجو داده نمی‌شود تا علاوه بر وجه توریستی روستا با ذات و اصل روستا نیز آشنا شود.

ب) کمبود استادان مجرب برای تدریس: بسیاری از دانشکده‌های معماری نیروی مناسب برای هدایت و رهبری این درس را ندارند. بنابراین نتیجه مطلوب از اراپه این درس حاصل نخواهد شد. از سوی دیگر باتوجه به تنوع و پیچیدگی مطالب دروس روستا؛ شاید تدریس این درس نیازمند مشارکت گروهی از مدرسان باشد.

ج) ناهماهنگی نظام آموزشی با معماری روستا: نظام آموزشی فعلی از تجزیه مطالب و انتزاعی کردن آن‌ها استفاده می‌کند. عوامل مختلفی را که در پیدایش روستا مؤثر بوده‌اند به‌طور جداگانه نقد و بررسی مي‌كند. این نوع تجزیه برای آموزش معماری روستا، که خود فرایندی معکوس دارد، کارایی ندارد و حتی بسیاری از موارد نظام آموزش فعلی قادر به بیان ظرفيت‌ و ارزش‌های معماری روستایی ندارند.

تبیین دیدگاه‌ها درباره جایگاه معماری روستا در آموزش معماری

امیدهای معماری روستا

ارائه دروس روستا در دانشکده‌های معماری امیدهایی را در آموزش معماری ایجاد کرده است. شاید این امیدها مربوط به مسائل روستا نباشند، اما ارائه دروس روستا باعث به‌وجود آمدن نگرشی خاص به معماری شده ‌است. با توجه به ظرفيت‌ بسيار معماری روستایی به نظر می‌رسد که اگر ما به دنبال یک معماری خودی و انسانی باشیم یا اگر دنبال یک معماری در شأن و منزلت انسان ایرانی و شرقی باشیم، راه آن از معماری روستایی عبور می‌کند. ظرفيت بسيار معماری روستایی باعث می‌شود که ما بتوانیم در همة مقاطع و سطوح برای تربیت نیروهای ماهر و حرفه‌ای از آن کمک بگیریم و با کمک معماری روستایی بتوانیم علاوه بر پاسخگویی به نیازهای مشروع جامعه روستايی، باعث اعتلای معماری معاصر شویم. همچنین با کمک گرفتن از این نوع معماری، شاهد تربیت نیروهای مفید و توانا برای خدمت به جامعه باشیم. با توجه به ظرفيت و ارزش‌های مختلف معماری روستا و براساس تجربیات انجام شده در دانشکده معماری دانشگاه یزد ما می‌توانیم در سه سطح به آموزش درس روستا در دانشکده‌های معماری بپردازیم.

توانايی دانشجو برای طراحی پروژه‌های روستا

مطابق با سرفصل دروس روستا و براساس نیاز جامعه و براساس این باور که معماری روستا (فضاها و بافت)، مانند موضوعات دیگر، یک پروژه هستند که در طول دوره حرفه‌ای زندگی، یک معمار احتمالاً با آن‌ها برخورد می‌کند و باید توانایی حل یا انجام پروژه را داشته باشد که در این صورت معمار بنا به ضرورت باید توانایی انجام پروژه‌های روستايی را داشته باشد. در این صورت موارد زیر پیشنهاد می‌شوند.

الف) دروس روستا به‌عنوان دروس تخصصی معماری مطرح شده و دانشجو بعد از توانایی در طراحی، اجازه گذراندن این درس را داشته باشد تا بتواند بهره لازم و کامل را از درس ببرد؛ بنابراین باید دروس روستا جز دروس سال‌های پایانی دوره کارشناسی قرار گیرند و حتی‌الامکان با یکی از دروس طرح و معماری هماهنگ باشند یا به‌عنوان دروس خاص دوره کارشناسی ارشد معماری تعریف شوند. در صورتی که این ضرورت بیشتر باشد، می‌توان یکی از طرح‌ها را به معماری روستايی گرایش داد.

ب) امکان تعریف پروژه‌های روستايی در درس طرح نهايی

ج) تعریف یک گرایش خاص معماری روستایی در مقطع کارشناسی ارشد پس از اتمام مقطع کارشناسی.

نحوه سفارش پروژه در سایت کافه پروژه :

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *